معنی صاهل
5 بازدید
[ هِ ] (ع ص، اِ) نعت فاعلی از صهیل، شیههٔ اسب. || (اصطلاح منطق) فصل مقوم است نوع فرس را همچنان که ناطق فصل است مر انسان را و نابح کلب را و ناهق خر را. || شتر که دست و پا را بسیار بر زمین زند و بگزد و بانگ نکند بهیچ یکی (کسی را نخواند) از جهت عزت نفس خود در اندرون او بانگی باشد مانند بانگ باد. (منتهی الارب).[ هِ ] (ع ص) روزی است از ایام عرب. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «صاهل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هل» برای سرودن شعر