معنی صالخ
[ لِ ] (ع ص) جرب صالخ؛ گر که پوست برد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صالخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لخ» برای سرودن شعر
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لخ» برای سرودن شعر