معنی صالح چلبی
9 بازدید
[ لِ حِ چَ لَ ] (اِخ) وی یکی از شعرای عثمانی است و در عهد سلطان سلیمان قانونی میزیست. او کمالات خویش را از کمال پاشازاده استفاده کرد و به مدرسی مدرسهٔ سراجیهٔ ادرنه تعیین شد و به امر صدر اعظم ابراهیم پاشا فتوحات پادشاه را در مجارستان و ردوس بنظم آورد و مورد عنایات شاهانه واقع گشت، سپس به مدرسی مدرسهٔ مرادپاشا و مدرسهٔ صحن ثمانیه منصوب گشت و از جانب پادشاه به ترجمهٔ قصهٔ فیروزشاه مأمور گردید. آنگاه قضاوت حلب و شام و مصر یافت و سرانجام متقاعد شد. سپس نزدیک جامعی که برادر وی نشانجی بک در جوار ابوایوب بنا کرده بود خانه و باغچه ای ساخت و کنج انزوا گزید و در خلال این احوال از جانب شاهزاده سلطان بایزید به ترجمهٔ کتاب «جوامع الحکایات» مأمور شد. و در حین این اشتغال به مدرسی مدرسهٔ ابوایوب تعیین گشت و پس از مدتی دوباره عزلت گزید و بسال ۹۷۳ هـ . ق. درگذشت. (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «صالح چلبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر