معنی صالب
6 بازدید
[ لِ ] (ع ص) نعت فاعلی از صَلْب. || (اِ) استخوان پشت از دوش تا بن سرین. (منتهی الارب). مازهٔ پشت. (مهذب الاسماء). || تب لرز سخت. (منتهی الارب). تب سخت همراه لرزه. خلاف نافض. (اقرب الموارد). تب گرم یعنی تبی که در وی لرزه و سرما نباشد. (بحر الجواهر). تب نیک گرم. (دهار).
کلمات همقافیه با «صالب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر