معنی صاف کردن
7 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) جسم مایع یا مسحوقی را از صافی گذراندن. عمل تصفیه. صاف کردن عبارت از آن است که مایعی را از جداری با منافذ خیلی کوچک که بنام صافی موسوم است عبور دهند تا موادی را که به حالت معلق در بر دارد از آن جدا کنند. در داروخانه ها مایعات را به کمک قیفی که درون آن تکه ای پنبهٔ هیدروفیل فشرده قرار داده اند صاف میکنند و در صورتی که مایعات محرق باشد و بر روی پنبه اثر کند بجای پنبهٔ معمولی پنبهٔ شیشه ای میگذارند. (از کارآموزی داروسازی جنیدی صص ۳۳ -۳۴).
کلمات همقافیه با «صاف کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر