معنی صافی خرمی
9 بازدید
[ یِ خُ رْ رَ ] (اِخ) از خاصگان ابوالعباس معتضد عباسی است. ابن اثیر در حوادث سال ۲۸۸ هـ . ق. گوید: چون معتضد به بستر مرگ افتاده و زبان او از حرکت بماند صافی خرمی را بخواست و یک دست بر چشم و دست دیگر به گلو کشید یعنی مرد یک چشم را بکشید و مقصود وی عمرو لیث صفار بود که در زندان بسر میبرد. صافی چون میدانست معتضد در حال مرگ است به دستور خلیفه وقعی ننهاد و چون بمرد و مکتفی بجای وی نشست از حیات عمرو خرسند شد، لیکن وزیر که با عمرو دشمنی داشت کس فرستاد تا وی را در زندان بکشتند. (ابن اثیر ج ۷ ص ۲۰۴).
کلمات همقافیه با «صافی خرمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر