معنی صافی اصفهانی

معنی صافی اصفهانی

7 بازدید
[ یِ اِ فَ ] (اِخ) مؤلف آتشکده وی را در شمار معاصرین خویش آرد و گوید: نام او میرزا جعفر و از سادات رفیع الدرجات اصفهان و جوانی خلیق و مهربان و شاعر شیرین زبان است. طبعی بسیار خوش داشت. صحبت وی مکرر اتفاق افتاده. این اشعار از اوست: کشد تا نشنود فریاد ما را ستم بین صیدکش صیاد ما را ستم باشد خطا بر ما گرفتن ندیده روی ترکان خطا را. (آتشکدهٔ آذر ص ۳۸۱). صاحب مجمع الفصحاء گوید: وی از مشاهیر شعرای عصر خود بود و غالباً غزلسرائی میکرد ولی در آخر عمر یک منظومه به نام شهنشاهنامه در احوالات و جنگهای حضرت رسول (ص) و علی (ع) بسرود و ده سال در آن رنج برد و سپس کتاب را به دربار فتح علیشاه هدیه کرد. وی مثنویی نیز به نام گلشن خیال دارد. صافی بسال ۱۲۱۹ هـ . ق. در اصفهان درگذشت و در مقبرهٔ میر ابوالقاسم فندرسکی دفن شد. این اشعار از مثنوی گلشن خیال اوست: مردان صبور نیک مردند صاحب دل و چاره ساز دردند صبر است علاج درد گفتم سفتم گهریّ و نیک سفتم خورشید مراد زیر ابر است اکسیر مراد چیست صبر است تخمی که به صبر از زمین رست بارش به مراد خاطر تست. (از مجمع الفصحاء ج ۲ صص ۳۱۷ -۳۲۴).

کلمات هم‌قافیه با «صافی اصفهانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید