معنی صافیضمیر
7 بازدید
[ ضَ ] (ص مرکب) صافی طینت. بی غل و غش. بی مکر. آنکه درون وی صافی باشد. و رجوع به صاف ضمیر شود.
کلمات همقافیه با «صافیضمیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر