معنی صافیدرون
8 بازدید
[ دَ ] (ص مرکب) ساده دل. صافی دل. صافی ضمیر: از آن تیره دل مرد صافی درون قفا خورد و سر برنکرد از سکون.(بوستان).
کلمات همقافیه با «صافیدرون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر