معنی صافضمیر
7 بازدید
[ ضَ ] (ص مرکب) ساده دل. صاف درون. بی غل و غش. پاکدل : قسمت زنگی از آیینهٔ روشن نشود انفعالی که من از صاف ضمیران دارم. صائب.
کلمات همقافیه با «صافضمیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر