معنی صافحة
7 بازدید
[ فِ حَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه، مکنی به ابی سعید، عتیق بن جردة. ابن جوزی در منتظم گوید: وی از ابی علی بن ابان حدیث شنید و بر او قرآن خواند و من از وی فراگرفتم. او مردی ملیح الشیبة و ملازم جماعت بود و در ربیع الآخر سال ۵۴۵ هـ . ق. درگذشت. (لسان المیزان ج ۳ ص ۱۶۴).
کلمات همقافیه با «صافحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر