معنی صاغری
6 بازدید
[ غَ ] (ترکی، اِ) ساغری. کیمخت و چسته و پوست خر و یا پوست اسب دباغی شده. رجوع به ساغری شود. || قسمی کفش مخصوص علما و طلاب قدیم بی پشت پاشنه، با پاشنهٔ بلند، کبودرنگ و چرم روی پا، گره های خردتر از گره های نارنج داشت. مقابل نعلین که پشت پاشنه و پاشنه هم نداشت، و زردرنگ بود و نوک کمی برگشته داشت.
کلمات همقافیه با «صاغری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر