معنی صاع سر
8 بازدید
[ عِ سَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) صدقهٔ سر. تصدق سر. زکاة سر: گر صاع سر سه بوسهٔ عیدی دهد مرا زان رخ دهد که گندم گون است پیکرش.خاقانی.
کلمات همقافیه با «صاع سر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر