معنی صاروج
6 بازدید
(معرب، اِ) معرب سارو و یا چاروست. (برهان قاطع) (ربنجنی). آهک رسیده با چیزها آمیخته است که بر آب انبار و حوض و امثال آن مالند. (برهان قاطع، سارو و چارو). آهک آمیخته به خاکستر و جز آن، معرب سارو. (غیاث اللغات). آهک آمیخته با خاکستر و غیر آن. (منتهی الارب). چیزی است مصنوع از خاک و خاشاک و خاکروبه درهم با آب سرشته کوبیده است به نحو خاص و اکثر حوضها و حمامات را از آن میسازند. (فهرست مخزن الادویة). فارسی معرب است. نورة و اخلاط آن باشد که حوضها و حمامها را بدان اندایند. (المعرب جوالیقی ص ۲۱۳). و بعض عرب آن را شاروق خوانده و حوض مُشَرَّق گفته اند. (المعرب جوالیقی ص ۲۰۹): چو صاروج و سنگ از هوا گشت گرم نهادند کرم اندر او نرم نرم.فردوسی. یکی خانه ای کرد از پخته خشت به صاروج کرده بسان بهشت.فردوسی.
کلمات همقافیه با «صاروج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر