معنی صارد
6 بازدید
[ رِ ] (ع ص) نعت فاعلی از صرد. || سهم صارد؛ تیر درگذرنده. (منتهی الارب). تیر که بر نشانه بگذرد. (مهذب الاسماء). || (اِخ) نام شمشیر عاصم بن ثابت بن ابی افلح است. || بنوالصارد؛ قومی است از عرب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صارد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر