معنی صارة
8 بازدید
[ رَ ] (ع اِ) لوف الصغیر است به زبان اندلس که به پارسی آن را فیل گوش (پیل گوش) خوانند. (برهان قاطع) (مفردات ابن بیطار) (اختیارات بدیعی). و رجوع به صاروان شود. || درختستان. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). || نافهٔ مشک. (منتهی الارب). || صارةالجبل؛ اعلای کوه. (منتهی الارب) (معجم البلدان).[ صارْ رَ ] (ع اِ) حاجت. || (اِمص) تشنگی. (منتهی الارب).[ رَ ] (اِخ) نصر گوید کوهی در دیار بنی اسد، و دیگران گفته اند کوهی است نزدیک فَید، و زمخشری آرد که آن کوهی است در صمد میان تیماء و وادی القری. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «صارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر