معنی صار
5 بازدید
[ صارر ] (ع ص) درخت بسیارشاخ درهم پیچیدهٔ پیوسته سایه. (منتهی الارب).(اِخ) غاری است از نعمان نزدیک مکة. سراقةبن خثعم کنانی گوید: تبغین الحقابَ و بطنَ بُرم و قنعَ فی عجاجتهن صار.(معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «صار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر