معنی صادقآباد
6 بازدید
[ دِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان دودانگهٔ بخش ضیاءآباد شهرستان قزوین، ۱۸۰۰۰گزی ضیاءآباد کنار راه شوسه. دامنه، معتدل، سکنه ۱۷۵ تن شیعه، فارسی زبان، آب آن از قنات، چشمه و محصول آن گندم، جو و شغل اهالی زراعت و قالی و جاجیم بافی است. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ دِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان فراهان پایین بخش فرمهین شهرستان اراک، ۱۴۰۰۰گزی جنوب باختری فرمهین، ۴۰۰۰گزی راه مالرو عمومی. کوهستانی، سردسیر، سکنه ۱۳۹ نفر شیعه، فارسی زبان. آب آن از قنات. محصول آن غلات، بنشن، پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری. صناعت قالیچه بافی. راه مالرو، و در فصل خشکی اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ دِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان سربند بالای بخش سربند شهرستان اراک، ۱۸هزارگزی جنوب باختری آستانه. کوهستانی، سردسیر، سکنه ۲۶۶ نفر. مذهب شیعه. فارسی زبان. آب از قنات. محصول آن غلات، بنشن، پنبه، میوه جات. شغل عمدهٔ مردان زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان، قالیچه بافی. راه مالرو. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ دِ ] (اِخ) دهی از دهستان ییلاق بخش حومهٔ شهرستان سنندج، ۵۰۰۰۰گزی جنوب خاوری سنندج و ۴۰۰۰گزی جنوب باشماق. جلگه، سردسیر، سکنه ۸۰ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو. صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم و گلیم بافی. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ دِ ] (اِخ) دهی از دهستان حسین آباد بخش دیواندرهٔ شهرستان سنندج، ۴۰۰۰۰گزی جنوب خاوری دیواندره و ۳۰۰۰گزی خاور راه شوسهٔ سنندج به دیواندره. کوهستانی، سردسیر، سکنه ۱۰۸ تن. آب از رودخانه و چشمه و محصول آن غلات، حبوبات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ دِ ] (اِخ) دهی از بخش روانسر شهرستان سنندج، ۷۰۰۰گزی باختر روانسر و ۴۰۰۰گزی باختر راه اتومبیل رو روانسر به پاوه. دامنه، سردسیر، سکنه ۲۴۷ تن، سنی، آب آن از چشمهٔ بزرگ، محصول آن غلات، برنج، پنبه، چغندر قند، صیفی و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو و در تابستان اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ دِ ] (اِخ) دهی از دهستان خسروآباد شهرستان بیجار، ۱۸۰۰۰گزی شمال باختری خسروآباد کنار رودخانهٔ سراب شهرک. تپه ماهور، سردسیر، سکنه ۲۶۰ تن، شیعه، فارسی زبان، آب آن از چشمه، محصول آن غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت، گله داری، صنایع دستی زنان قالیچه، گلیم، جاجیم بافی است. راه مالرو. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ دِ ] (اِخ) دهی از دهستان جلگه افشار دوم بخش اسدآباد شهرستان همدان، ۲۰۰۰۰گزی جنوب باختری قصبهٔ اسدآباد، ۱۰۰۰گزی باختر راه فرعی اسدآباد به لک لک. سکنه ۳۷ نفر. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ دِ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان آباده، ۱۵۰۰گزی جنوب خاوری آباده و شوسهٔ شیراز به اصفهان. جلگه، معتدل، سکنه ۲۰۰ نفر، شیعه، فارسی زبان، آب آن از قنات، محصول آن غلات، صیفی جات، شغل اهالی زراعت، صنعت دستی قالی و گیوه بافی، راه فرعی. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).[ دِ ] (اِخ) دهی از دهستان صغاد بخش مرکزی شهرستان آباده، ۳۶۰۰۰گزی باختر آباده، دامنهٔ کوه چکاب کنار راه فرعی آباده به صغاد. معتدل، سکنه ۲۰۰ تن، شیعه، فارسی زبان، آب آن از قنات و محصول آن غلات، گردو، بادام، شغل اهالی زراعت و باغبانی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).[ دِ ] (اِخ) دهی از دهستان بیضای بخش اردکان شهرستان شیراز، ۷۳۰۰۰گزی جنوب خاوری اردکان، ۲۰۰۰گزی راه فرعی بیضا به زرقان. جلگه، معتدل و مالاریائی، سکنه ۱۶۱ تن شیعه، فارسی زبان، آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، چغندر، تریاک، شغل اهالی زراعت است. راه مالرو. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).[ دِ ] (اِخ) دهی از دهستان خیر بخش اصطهبانات شهرستان فسا، ۲۲۰۰۰گزی شمال باختری اصطهبانات کنار راه فرعی خرامه به نی ریز. جلگه، معتدل و مالاریائی، سکنه ۵۵ تن، آب آن از قنات و محصول آنجا غلات، تریاک، دانه های روغنی. شغل اهالی زراعت. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷). و رجوع به فارسنامهٔ ناصری شود.[ دِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان خفرک بخش زرقان شهرستان شیراز، ۵۸۰۰۰گزی شمال خاوری زرقان کنار راه فرعی سیدان به محمودآباد. سکنه ۳۴ نفر. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).[ دِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان جلگاه بخش کوهک شهرستان جهرم، ۷۰۰۰گزی شمال خاوری جهرم، ۲۰۰۰گزی خاور شوسهٔ جهرم به شیراز. سکنه ۱۴ نفر. این قریه را باغ هنر نیز گویند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).[ دِ ] (اِخ) دهی از دهستان مرکزی بخش طبس شهرستان فردوس، ۹۰۰۰گزی جنوب باختری طبس، سر راه مالرو عمومی طبس به خداآفرین. جلگه، گرمسیر، سکنه ۱۲ تن. آب آن از قنات و محصول آنجا غلات، پنبه، تریاک، شغل اهالی زراعت است و راه مالرو. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ دِ ] (اِخ) دهی از دهستان آزادوار بخش جغتای شهرستان سبزوار، ۵۲۰۰۰گزی شمال باختری جغتای، ۴۰۰۰گزی شمال راه آهن. جلگه، معتدل، سکنه ۲۷۰ تن، آب آن از قنات، محصول آنجا غلات، پنبه، زیره و شغل اهالی زراعت، مالداری، قالیچه بافی. راه اتومبیل رو. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ دِ ] (اِخ) نام محلی کنار راه اصفهان به نائین میان تودشک و صدرآباد در ۱۰۲۰۰۰گزی اصفهان.[ دِ ] (اِخ) قریه ای است به یزد.
کلمات همقافیه با «صادقآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر