معنی صادر گشتن
9 بازدید
[ دِ گَ تَ ] (مص مرکب) پدید آمدن از. سر زدن از. ناشی شدن از. خلق شدن. ایجاد شدن : بدان کایزدتعالی خالق اوست ز نیکو هرچه صادر گشت نیکوست.شبستری.
کلمات همقافیه با «صادر گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر