معنی صاحبولایت
[ حِ وِ یَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) پیر. مرشد. ولی : کسی را که نزدیک ظنت بدوست چه دانی که صاحب ولایت خود اوست. سعدی.
کلمات همقافیه با «صاحبولایت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر