معنی صاحبسماع
6 بازدید
[ حِ سَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) سماع دارنده. سماع کننده : حمل بی صبری مکن بر گریهٔ صاحب سماع اهل دل داند که تا زخمی نخورد آهی نکرد. سعدی. رجوع به سماع شود.
کلمات همقافیه با «صاحبسماع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر