معنی صاحبداد
6 بازدید
[ حِ ] (اِخ) دهی از دهستان پائین جام بخش تربت جام شهرستان مشهد، در ۲۵۰۰۰ گزی جنوب خاوری تربت جام، سر راه مالرو عمومی تربت جام به قلعه حمام. جلگه، معتدل و سکنه ۲۷۲ تن شیعه و حنفی (؟) فارسی زبان، آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه، تریاک و شغل زراعت، مالداری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ حِ ] (اِخ) دهی از دهستان شوریچهٔ بخش سرخس شهرستان مشهد، در ۶۷۰۰۰گزی جنوب باختری سرخس. کوهستانی، گرم سیر. سکنه ۱۳ تن شیعه، فارسی زبان. آب آن از قنات، محصول آن غلات، تریاک، بنشن و شغل زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «صاحبداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر