معنی صاحبتجربه
6 بازدید
[ حِ تَ رِ بَ / بِ ] (ص مرکب) مجرب. کارآزموده. خبیر. بینا: او مرد صاحب تجربه است باید که بدین جانب شتابد. (حبیب السیر جزء چهارم از ج ۲ ص ۲۳۶).
کلمات همقافیه با «صاحبتجربه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر