معنی صاحبالجیش
5 بازدید
[ حِ بُلْ جَ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) سپهسالار. (السامی فی الاسامی). سپاه سالار. (دستورالاخوان): طلحه به سیستان آمد [ به امیری ] و برادرش عمر صاحب الجیش او بود. (تاریخ سیستان ص ۱۰۱). امیر صاحب الجیش نصر دانست که مقام ایشان [در] آن جایگاه بر طمعی باطل و اندیشه ای فاسد مشتمل است... (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۲۵). و رجوع به صاحب جیش شود.
کلمات همقافیه با «صاحبالجیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر