معنی صاحبافسر
6 بازدید
[ حِ اَ سَ ] (ص مرکب) تاجدار: قامت صاحب افسران حلقهٔ افسری شده برده سجود افسرش با همه صاحب افسری. خاقانی.
کلمات همقافیه با «صاحبافسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر