معنی صابئی
7 بازدید
[ بِ ] (ص نسبی) منسوب به صابی یا صابئی. رجوع به صابئین شود: هرچه در جملهٔ آفاق در آنجا حاضر مؤمن و صابئی و گبر و نصارا و یهود گر تو خواهی که دم از صحبت اینان بزنی خاک پای همه شو تا که بیابی مقصود.؟
کلمات همقافیه با «صابئی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر