معنی صائنالدین
5 بازدید
[ ءِ نُدْ دی ] (اِخ) عبدالعزیزبن عبدالکریم جیلی. رجوع به عبدالعزیز... شود.[ ءِ نُدْ دی ] (اِخ) عبدالملک بن محمد بسبری، از مردم بسبر، دهی به همدان. رجوع به عبدالملک... شود.[ ءِ نُدْ دی ] (اِخ) مکی بن ریان بن شبه، مکنی به ابی الحزم. رجوع به ابوالحزم مکی بن ریان شود.[ ءِ نُدْ دی ] (اِخ) یحیی بن سعدون قرطبی. رجوع به یحیی... شود.
کلمات همقافیه با «صائنالدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر