معنی ص
9 بازدید
(حرف) حرف چهاردهم از حروف هجاء عرب و هفدهم از الفباء فارسی و هیجدهم از حروف ابجد و در حساب جُمَّل آن را به نود دارند. || این حرف در لغت فرس نیامده لیکن گاهی برای رفع اشتباه با کلمات مشابه «س» را «ص» نویسند و «س» خوانند: صد «سد»، شصت «شست». || و در فن تجوید «ص» از حروف اَسلیه و مهموسه و مصمته و مطبقه و حروف هفتگانهٔ مستعلیه و از حروف ناریه و حروف مرفوع شمسی و رمز وقف مباح مرخص است. || و نیز رمز است از صفحه و صلوات اللََّه علیه یا صلی اللََّه علیه که گاه آن را بدین صورت «ص» نویسند. || و نام سورهٔ سی وهشتم است از قرآن و آن مکیه است، دارای هشتادوهشت آیت، پس از صافات و پیش از زمر. || و در تداول عرب کلمه ای که دارای این حرف و حرف «ج» باشد مُعرّب است، چه در زبان عرب این دو حرف در یک کلمه جمع نشود، چون صاروج، جمص، جیص، جص. ابدالها: --> در تعریب بدل از «ج» آید: صقرات MMM جغرات. --> و نیز بدل از «چ» آید: صک MMM چک. صنج MMM چنگ. صغانی MMM چغانی. صلیب MMM چلیپا. صنار MMM چنار. صرم MMM چرم. صین MMM چین. دارصینی MMM دارچینی. رصاص MMM رچاچ. بلوص MMM بلوچ. صندل MMM چندل. صیدنه MMM چیدنی. ابن صهاربخت MMM ابن چهاربخت. صغانه MMM چغانه. --> و نیز بدل از «ز» آید: بوصی MMM بوزی. آمیص MMM خامیز. صندوق MMM زندوق. قصار MMM گازر. (و محتمل است صدیق و زندیق نیز از این قبیل باشد). --> و نیز بدل از «س» آید: اصفهان MMM اسپهان. صنج MMM سنگ. صنجه MMM سنگه. صرود MMM سردسیر. --> حرف «ص» در عربی گاه بدل به «ز» شود: بصاق MMM بزاق. صعتر MMM زعتر. --> و گاه بدل از «س» آید: صماخ MMM سماخ. بصاق MMM بساق. قفص MMM قفس. بلهصه MMM بلهسه. صعتر MMM سعتر. --> و گاه بدل از «ض» آید: تیصیص MMM تیضیض. || و بر روی حروف علامت شک است که چون در صحت کلمه ای شک کنند بالای آن «صـ» نهند و چون به صحت پیوندد حائی بدان ملحق سازند، بدین صورت «صح» که نشانهٔ رفع شبهه و شک است، تا احتیاج به قلم زدن آن نباشد. (از معجم الادباء ج ۱ ص ۳۱۷).
کلمات همقافیه با «ص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ص» برای سرودن شعر