معنی شیپور
7 بازدید
[ شَ / شِ ] (اِ) نفیر را گویند که برادر کوچک کرناست، و آنرا نای رومی نیز خوانند. (برهان). معرب آن شبور. نای رومی که در رزم نوازند. (از رشیدی) (انجمن آرا) (آنندراج). نفیر و نای رومی. نفیر برنجین که دهان گشادی دارد و از قدیم الایام آنرا در جنگ می نواختند. (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء). نای رویین. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی). نای رویین که در حربها زنند. (فرهنگ خطی). بوق. از عبری شبور. (از حاشیهٔ اسرارالبلاغه چ المنار ص ۲۸). از آرامی و سریانی گرفته شده. (تقی زاده مجلهٔ یادگار سال ۴ شمارهٔ ۶ ص ۲۲). آیا اصل این کلمه شه پور بوده است؟ حاجی خلیفه در فصل علم الآلات العجیبة الموسیقائیه از نوع مزامیر یکی را بنام «بور» (پور) آورده است. (یادداشت مؤلف): بزن کوس رویین و شیپور و نای بکشمیر و کابل فراوان مپای.فردوسی. بفرمود تا برکشیدند نای همان سنج و شیپور و هندی درای. فردوسی. از آواز شیپور و هندی درای همی کوه را دل برآمد ز جای.فردوسی. ز کوس و نفیر و خروش درای ز شیپور و از نالهٔ کرّنای.اسدی. غو کوس با مهره برشد بهم ز شیپور و از نای برخاست دم.اسدی. شغبهای شیپور از آهنگ تیز چو صور سرافیل در رستخیز.نظامی. همان شیپور با صد راه نالان بسان بلبل اندر آبسالان.(ویس و رامین).[ ] (اِخ) نام پهلوانی ایرانی. (لغات شاهنامه).
کلمات همقافیه با «شیپور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر