معنی شیل
7 بازدید
[ شُ یْ یَ / شیَ ] (ع ص، اِ) جِ شائل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به شائل شود.(اِ) سدی که در عرض رودخانه برای صید ماهی با چوب سازند. ج، شیلات (به سیاق عربی). (از فرهنگ فارسی معین).(اِخ) کارل ویلهلم. شیمی دان سوئدی (متولد استرالسوند ۱۷۴۲ و متوفای ۱۷۸۶ م.) وی به کشف کلر، منگنز و گلسیرین موفق آمد. (از فرهنگ فارسی معین). از دانشمندان سوئد در دورهٔ رنسانس محسوب است که در علم شیمی به اکتشافات تازه موفق شد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر