معنی شیعی
6 بازدید
[ عی ی / عی ] (ص نسبی) پیرو و یاور و مقتدی می باشد. (نقض الفضائح ص ۱۷۷). آنکه پیروی علی کند و شیعه باشد. (از اقرب الموارد). صاحب مذهب شیعه. دارای مذهب امامیه. از خاصه. از ارباب تشیع. از متشیعه. اهل تشیع. رافضی. روافض (این دو لغت آخرین اسمی است که متعصبین اهل سنت به شیعه دهند). امامی. جعفری. منسوب به شیعه، ولی وقتی مطلق گویند متبادر شیعی جعفری و شیعی دوازده امامی باشد. مقابل سنی. (یادداشت مؤلف): مردمان قم شیعی اند. (حدود العالم). تا هست خلاف شیعی و سنی تا هست وفاق طبعی و دهری.منوچهری. || منسوب به گروه شیعه. (از انساب سمعانی) (ناظم الاطباء). منسوب به شیعهٔ علی بن ابیطالب. (از غیاث) (از آنندراج): گر ناصبیت برد عمر باشی ور شیعی خواندت علی نامی.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «شیعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر