معنی شیعة

معنی شیعة

8 بازدید
[ شَ یْ یِ عَ ] (ع ص) مشترک و مشاع، یقال: الدار شیعة بینهم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
[ شَ عَ ] (ع اِ) شیعه. درختی که گل آنرا زنبور عسل می خورد و شهد آن بهترین شهدهاست و نیز جامه ها را با این گل خوشبوی کنند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || دفعه. (از اقرب الموارد).
[ عَ ] (ع اِ) گروه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (ترجمان القرآن جرجانی ص ۶۳) (از اقرب الموارد). || گروه همدل. (دهار) (از مهذب الاسماء). گروه یاران. (مقدمهٔ لغت میر سیدشریف جرجانی ص ۳). قومی و گروهی علیحده که جمع شوند بر امری. (غیاث). || پیرو و یاران مرد: شیعة الرجل (واحد و جمع و تثنیه و مذکر و مؤنث در وی یکسان است). (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). پیروان. (مقدمهٔ لغت میر سیدشریف جرجانی ص ۳). انصار. اتباع. (غیاث). اتباع و انصار و پیروان. تابع و ناصر و پیرو. (واحد و جمع و مذکر و مؤنث یکسان). (یادداشت مؤلف). || مذهب دوستداران علی و آل او. پیرو علی علیه السلام. مقابل سنی. (یادداشت مؤلف).
[ عَ ] (اِخ) گروهی از هواداران حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب و حضرت فاطمه و اولاد ایشان سلام اللََّه علیهم اجمعین. ج، اَشْیاع، شیَع. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). گروهی از مسلمانان که معتقدند به خلافت بلافصل حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام و اولاد طیبین آن بزرگوار سلام اللََّه علیهم اجمعین. (ناظم الاطباء). شیعه در اصطلاح کسانی را می گویند که علی بن ابیطالب پسرعم و داماد پیغمبر را پس از او خلیفه میدانند و عمل آنان را که در سقیفهٔ بنی ساعده گرد آمدند و ابوبکربن ابی قحافه را به خلافت پیغمبر برگزیدند، تصویب نمیکنند. این اختلاف کلمه پس از مرگ رسول (ص) و هنگام تعیین جانشین او بین مسلمانان پدید آمد و عده ای بر انتخاب ابوبکر اعتراض کردند. ازجملهٔ این معترضان علی (ع) بود و جماعتی از صحابه مانند عماربن یاسر، اباذر غفاری، سلمان فارسی، جابربن عبداللََّه، عباس بن عبدالمطلب، ابی بن کعب حذیفه و جز آنان، و بدین طریق در اوان رحلت رسول (ص) دسته ای کوچک در امر جانشینی از مسلمانان دیگر جدا شدند و همان هستهٔ ایجاد فرقه ای بزرگ بنام شیعه گردید. تعلیمات شیعه بعداً توسعه یافت و مسألهٔ بزرگتری مطرح شد و آن اینکه امر امامت در صلاحیت عامه نیست یعنی مردم حق تعیین امام و جانشین ندارند بلکه این امر مانند نبوت امری الهی و رکن دین و قاعدهٔ اسلام است و به همین سبب پیغمبر نسبت به آن غفلت نمی ورزد و چون تعیین امام از باب حفظ مصالح است بر او واجب بود که جانشین خود را تعیین کند و کسی که پیغمبر می بایست بجانشینی خود برگزیند لازم است که معصوم از صغایر و کبایر و از خاندان رسالت باشد و چنین کسی علی بن ابیطالب (ع) است که او را در غدیر خم تعیین کرد. شیعه سپس در طول تاریخ به فرقه های متعدد تقسیم شدند که مهمترین آنان امامیه بوده و سپس اسماعیلیه و زیدیه اند. رجوع به ذیل هر یک از این کلمات شود. ابن ندیم گوید: آنگاه که طلحه و زبیر به مخالفت علی بن ابیطالب (ع) برخاستند پیروان امیرالمؤمنین به شیعه موسوم گشتند چه خود آن حضرت آنان را «شیعهٔ من» خطاب فرمود و به طبقات تقسیم کرد: اصفیاء، اولیاء، شرطةالخمیس، اصحاب. (از فهرست ابن الندیم). مذهب شیعه پنج فرقه داشته است، یکی زیدیه و آنان پنج صنف بوده اند. دوم، کیسانیه و آنان چهار صنف بوده اند. سیم، عباسیه و آنان دو صنف بوده اند. چهارم، غالیه و آنان نه صنف بوده اند. پنجم امامیه، و آنان شش صنف بوده اند. (مفاتیح). فرقه ای از بزرگان فِرَق اسلامی هستند که علی علیه السلام را پیروی کردند و گفتند بعد از رسول خدا علی امام است به نص آشکار یا پنهانی. و معتقدند که امامت نباید از او و اولادش بدیگران برسد و اگر برسد یا از روی ستم است یا از بیم، و آنان بیست ودو گروهند که هر گروهی گروه دیگر را تکفیر می کند و اصول شیعه غُلات و زیدیه و امامیه اند. الف -غُلات هجده فرقه اند: ۱ -سبائیه. ۲ -کاملیه. ۳ -بنائیه. ۴ - مغیریه. ۵ -جناحیه. ۶ -منصوریه. ۷ - خطابیه. ۸ -غرابیه. ۹ -ذمیه. ۱۰ -هشامیه. ۱۱ -زراریه. ۱۲ -یونسیه. ۱۳ -شیطانیه. ۱۴ -رزامیه. ۱۵ -مفوضیه. ۱۶ -بدائیه. ۱۷ - نصیریه. ۱۸ -اسماعیلیه. ب -زیدیه خود ۳ گروه است: ۱ -جارودیه. ۲ -سلیمانیه. ۳ -منیریه. (از کشاف اصطلاحات الفنون). شیعه پنج فرقه اند: اول -که خود ۵ فرقه است: ۱ -ابتریه. ۲ -جارودیة. ۳ -اخشبیة. ۴ - ذکیریه. ۵ -خلفیه. دوم -نیز ۵ فرقه است: ۱ -کیسانیه. ۲ -کربیه. ۳ -مختاریه. ۴ - اسحاقیه. ۵ -حربیه. سوم -غالیه که خود ۸ شعبه است: ۱ -کلابیه. ۲ -سبائیه. ۳ -منصوریه. ۴ - غرابیه. ۵ -بزیغیه. ۶ -یعقوبیه. ۷ - اسماعیلیه. ۸ -ازدیه. چهارم -فقط دو فرقه است: ۱ -صاحبیه. ۲ -ناصریه. پنجم -تنها یک فرقه است و آن هم امامیهٔ اثناعشریه می باشد. (از بیان الادیان). آنان که علی رضی اللََّه عنه را پیروی کردند و گفتند او بعد از پیغمبر (ص) امام است. (از تعریفات جرجانی): من تولی به علی دارم کز تیغش بر منافق شب و بر شیعه نهار آید. ناصرخسرو. شیعیان مر ناصبی را از سؤال مشکلات راست همچون در نواله استخوانند ای رسول. ناصرخسرو. - شیعهٔ امامیه (اثناعشریه)؛ فرقه ای از مسلمانان که به خلافت بلافصل علی بن ابیطالب (ع) و یازده تن از فرزندان او (یکی بعد از دیگری) معتقدند.

کلمات هم‌قافیه با «شیعة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید