معنی شیطرج

معنی شیطرج

10 بازدید
[ طَ رَ ] (اِ) دارویی است هندی و بسیار تیز و تند. (ناظم الاطباء). گیاهی است از تیرهٔ برغست ها که علفی و نسبتاً زیباست. ارتفاعش بین ۳۰ سانتی متر الی ۲/۱ متر می باشد. این گیاه دارای ساقه های منشعب و شاخه های زاویه دار است که به حالت خودرو در برخی نقاط اروپا و ایران و آسیای صغیر و شمال افریقا می روید. برگهای قاعدهٔ آن بیضوی و بزرگ ولی سایر برگها نوک تیز و باریک و کوچکند. بر روی شاخه های متعدد آن گلهای گلی یا بنفش رنگ ظاهر می شوند. حشیشةالاسنان. (فرهنگ فارسی معین). به هندی چتر را گویند. برگ آن به برگ سپندان ماننده است و درازی قصبهٔ او تا یک گز باشد و آن دو نوع است: پارسی و هندوی. (از تذکرهٔ صیدنهٔ ابوریحان بیرونی). رجوع به تحفهٔ حکیم مؤمن و اختیارات بدیعی و ذخیرهٔ خوارزمشاهی شود.

کلمات هم‌قافیه با «شیطرج»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رج» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید