معنی شیط
9 بازدید
[ شَ ] (ع مص) به معنی شیاطة است. (ناظم الاطباء). هلاک شدن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). هلاک گردیدن. (منتهی الارب). هلاک شدن شتر. (آنندراج). || سوخته شدن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). رجوع به شیاطة شود. || جوشیدن. (المصادر زوزنی). || سطبر گردیدن روغن و زیت به جوشانیدن یا سوخته قریب به فنا رسیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). || آمیختن. || شتافتن. (تاج المصادربیهقی) (دهار). شتافتن در کار. (منتهی الارب). || قسمت کرده شدن شتر کشته قمار و نصیبی نماندن از آن. (منتهی الارب) (از آنندراج). || ریختن خون قاتل را بر خون مقتول. (منتهی الارب). باطل شدن خون. (تاج المصادر بیهقی). || رایگان رفتن خون کسی. (از منتهی الارب). || سوختن دیگ و چسبیدن بر وی آنچه در وی است. (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شیط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر