معنی شیص
9 بازدید
(ع اِ) خرمایی که هستهٔ آن سخت نشود و یا خرمای هسته نابسته. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از تحفهٔ حکیم مؤمن). شیص، نخل و معرب از فارسی است. (از المعرب جوالیقی ذیل ص ۲۱۷). رجوع به شیصاء شود. || نوعی از ردی ترین خرماها. (از اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || نوعی از ماهی. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شیص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یص» برای سرودن شعر