معنی شیشه برنهادن
5 بازدید
[ شی شَ / شِ بَ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) حجامت بی بیرون کردن خون. (یادداشت مؤلف): اگر چیزی در گلو فرونمی شود [ گاه بیماری خناق ] شیشه بر مهرهٔ دوم از مهره های گردن نهند تا ماده را بیرون کشد... و چون شربت به گلو فرورفت شیشه بردارند و اگر بیارند و خون بیرون کنند روا باشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). رگی باید زد که استفراق آن موضع با حجامت ساق و شیشه برنهادن نیز سخت نافع است. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «شیشه برنهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر