معنی شیشهدل
5 بازدید
[ شی شَ / شِ دِ ] (ص مرکب) مقابل سنگدل. شیشه جان. کنایه از نازک مزاج. (از آنندراج): بر آن شیشه دلان از ترکتازی فلک را پیش گشته شیشه بازی.نظامی. از دیدن رویت دل آئینه فروریخت هر شیشه دلی طاقت دیدار ندارد. صائب (از آنندراج). تو شیشه دل ندهی تن به سختی ایام وگرنه لعل ز کوه و کمر شود پیدا. صائب (از آنندراج). من شیشه دلم حوصلهٔ سنگ ندارم دارم سر صلح و جگر جنگ ندارم.صائب. || نامرد. (غیاث).
کلمات همقافیه با «شیشهدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر