معنی شیشهخانه
5 بازدید
[ شی شَ / شِ نَ / نِ ] (اِ مرکب) اطاق آینه کاری. (یادداشت مؤلف): همچو سنگ منجنیقی آمدی آن سخن بر شیشه خانهٔ او زدی.مولوی. رفتم به شیشه خانه و چیدم به پیش او الوان زجاج پر می گلرنگ یک قطار. ارادت خان واضح (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شیشهخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر