معنی شیشهبندی
6 بازدید
[ شی شَ / شِ بَ ] (حامص مرکب) نوعی از صفیر که انگشتان بر دهان نهاده آوازی کنند. (غیاث). شیشه بند کردن. سر انگشتی در بن ابهام حلقه کردن و انگشتان دیگر را خم دادن و بر دهان گذاشتن و آوازی برآوردن برای خجل ساختن کسی را. (آنندراج). شیشکی بستن. (یادداشت مؤلف). رجوع به شیشکی و شیشه بند شود.
کلمات همقافیه با «شیشهبندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر