معنی شیشهباز
6 بازدید
[ شی شَ / شِ ] (نف مرکب) محیل و حیله گر و دغل باز و شعبده باز. (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (از غیاث) (از برهان) (از آنندراج): از سنگلاخ رز دل این شیشه باز من خندان چو کبک مست ز کوه و کمر گذشت. صائب (از آنندراج). || فرقهٔ بازیگران رقاص که شیشه بر سر گرفته رقص کنند. (غیاث). || (اِ مرکب) آفتاب. (ناظم الاطباء). کنایه از آفتاب است. (از برهان) (از انجمن آرا) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شیشهباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر