معنی شیشاک
5 بازدید
(اِ) شیشک. گوسپند یکساله. (یادداشت مؤلف) (از برهان) (ناظم الاطباء) (فرهنگ جهانگیری). بچهٔ گوسفند یکساله، این لفظ ترکی است. (از آنندراج) (از غیاث): خشم سگساران رها کن خشم از شیران ببین خشم از شیران چو دیدی سر بنه شیشاک شو. مولوی (از جهانگیری). ای منت آورده منت می برم زآنکه منم شیر و تو شیشاک من.مولوی. || رباب چهارتار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شیشاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر