معنی شیزر
6 بازدید
[ شَ زَ ] (اِخ) شهری است نزدیک حماة. (منتهی الارب). نام محلی به حلب. (یادداشت مؤلف). قلعه ای است در شام و مشتمل بر یک ناحیه می باشد در نزدیکی معره، و از آنجا تا حماة یک روز راه است. شهر اربد از وسطش می گذرد. روی آن پلی است در وسط شهر اولش از جبل لبنان آغاز می شود و به کورهٔ حمص عبور می نماید، و این قلعه از آثار قدیمه است. (از انساب سمعانی).[ زَ ] (اِخ) نام قریه ای از شمیران تهران. و آن را چیزر (چیذر) نیز گویند. (از یادداشت مؤلف).[ زَ ] (اِخ) دهی است از بخش سیردان شهرستان زنجان. سکنهٔ آن ۵۷۴ تن. آب از رودخانهٔ محلی. پاسگاه ژاندارمری دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ زَ ] (اِخ) دهی است از بخش آوج شهرستان قزوین. سکنهٔ آن ۵۳۷ تن. آب از رودخانهٔ خررود و چشمه و رود محلی. صنایع دستی آنجا قالی و جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «شیزر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زر» برای سرودن شعر