معنی شیرینکلام
6 بازدید
[ کَ ] (ص مرکب) شیرین گفتار. شیرین زبان. (ناظم الاطباء). شیرین سخن. خوش بیان. شیرین بیان. (یادداشت مؤلف). شیرین گزار. شیرین گفتار. (آنندراج). رجوع به مترادفات کلمه شود. - شیرین کلام شدن؛ شیرین سخن گشتن. شیرین گفتار شدن : از من به عشق روی تو می زاید این سخن طوطی شکر شکست که شیرین کلام شد. سعدی.
کلمات همقافیه با «شیرینکلام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر