معنی شیرینشمایل
7 بازدید
[ شَ یِ ] (ص مرکب) خوش هیکل. خوش اندام. (فرهنگ فارسی معین). مطبوع و دلپذیر و نازنین و خوشنما و صاحب حسن. (ناظم الاطباء): کار کلیم باشد آنجا مگس پرانی هر جا که دلربایی شیرین شمایل افتد. ابوطالب کلیم (از آنندراج). || نیکوصورت. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «شیرینشمایل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر