معنی شیرگی
6 بازدید
[ رَ / رِ ] (ص نسبی، اِ) نوعی خرما در شهداد. (یادداشت مؤلف). || کسی که به کشیدن شیرهٔ تریاک عادت کرده. (فرهنگ فارسی معین). شیره ای.
کلمات همقافیه با «شیرگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر