معنی شیرهخنک
5 بازدید
[ رَ / رِ خُ نَ ] (اِ مرکب) تخم خرفه و تخم گشنیز و تخم کاهو و تخم کاسنی را نرم کوفته و در تنزیبی بندند و میان آب نهند و برمجیدن گیرند تا تمام جزء لطیف آن به آب درآید و به شب در ایاز نهند و صبح ناهار آشامند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شیرهخنک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر