معنی شیرغلط
6 بازدید
[ غَ ] (اِ مرکب) فنی از کشتی گیری. (از ناظم الاطباء). نام داو از کشتی که چون حریف را بر زمین بیندازند دست و پا و شکم خود را بطوری بر زمین می چسباند که هرچند حریف زور کند پشت این کس بر زمین رسانیدن نتواند، چه شیر اصلاً به پشت نمی خوابد. (غیاث) (آنندراج): شیر غلطنده ز زور بت سیمین تن ما شیرغلط است فن دلبر شیرافکن ما. میرنجات (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شیرغلط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لط» برای سرودن شعر