معنی شیرطاقی
9 بازدید
(حامص مرکب) طاق بودن چون شیر در شجاعت. (یادداشت مؤلف). غرور و تکبر و عجب. (ناظم الاطباء): به شیرطاقی خود غره ای نمی ترسی ز روزگار که دارد نهاد و طبع پلنگ. نجیب الدین جرفادقانی (از آنندراج). || ترسویی و بیدلی. (ناظم الاطباء). || کنایه از مردم صاحب غرور و بیدل باشد. (آنندراج). || لفظ شیرطاقی در فرهنگ شعوری به معنی بی دل و متفرد بودن آمده و به بیت بالا از نجیب جرفادقانی تمسک نموده و مطابق آن است قول صاحب بهار عجم و خان آرزو. و نیز در سراج اللغة بمعنی منفرد و بی بدل گفته و اینکه در برهان به معنی صاحب غرور و بیدل واقع شده در هیچ یکی از کتب لغت نیست و با کتب مذکوره منافاتی دارد چنانکه از ماسبق ظاهر است. (از حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «شیرطاقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر