معنی شیرزاد
5 بازدید
(اِ مرکب) گونه ای لیکن که بر روی تنهٔ درختان دیگر میروید و ببزرگی یک نخود تا یک گردو میرسد و التصاق کامل به درخت پایهٔ خود دارد. گونه ای از آن در سیستان فراوان است و زنان بجهت ازدیاد شیر آن را میخورند (وجه تسمیه به همین مناسبت است). شیرزا. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «شیرزاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر