معنی شیرخوری
4 بازدید
[ خوَ / خُ ] (حامص مرکب) شیرخواری. شیر خوردن. عمل و صفت شیرخور. رجوع به شیرخور شود. || (اِ مرکب) ظرف برای خوردن شیر. ظرفی که در آن شیر ریزند خوردن را. آوند یا بطری که از آن شیر خورند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شیرخوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر